ابن الصوفي النسابة

78

المجدي في أنساب الطالبيين

وطاهرين الحسين خزاعي ، همگى از « موالى » هستند ، از آنجا كه استفاده از ديوان وانتفاع از بيت المال بر پايهء انتساب به قبائل وبه ترتيب اولويّتهاى قبيله‌اى بود . پس لازم مىنمود كه نسب هر فرد به قبيله‌اش ( اعمّ از انتساب واقعي نژادى ويا انتساب ولائى ) بطور صحيح ومستندى ثابت ومسجّل گردد . بنابراين تثبيت وتسجيل انساب وهويّت‌ها در دواوين ودفاتر دولتي وبيت المال بصورت امرى « رسمي وادارى » وتكليفي دولتي درآمد ، وچون در برخى موارد اين ثبت وتسجيل نياز به گواهى ويا « مدركى » داشت . علماى نسب خصوصا ، وأهل علم وبا سودان هر قبيله عموما ، به فكر افتادند تا رسائل يا كتب يا سجلّاتى مشتمل بر ثبت أسماء مردان هر قبيله وذكر انساب اسلاف واعقاب آنان ، تدوين وتأليف كنند ، و « دولت » نيز از اين امر مفيد كه موجب ترتيب وتنظيمى در ديوان ومحاسبات مربوط به آن مىشد ، استقبال كرد و « نسّابه » وكتب نسب يا نسب نامه‌هاى اختصاصى عشاير سر شناس وقبايل مشهور موضوعيّت مهمترى از پيش يافتند ، واين يكى از عوامل شيوع علم انساب ، وظهور كتب در آن باب بشمار مىرود . عامل ديگرى كه در تأليف وتدوين كتب انساب عرب تأثير قطعي يافته است مسألهء مفاخرات نژادى وقبيله‌اى خود اعراب با يكديگر از يك يسو ، ومقابله ومبارزه با بي اعتنائي وتحقيرى كه بعض از اعراب به زبان وصورت مسلمان بشمار مىآمدند ولى آن تعصّب نژادى و « حميّت جاهلي » كه اسلام آن را مردود ومطرود فرموده بود ، همچنان بر دل وجان آنان مستولى وحاكم بود ، بناحق وناروا بر مسلمين غير عرب روا مىداشتند از سوى ديگر است .